بخشودگی

حلقه‌ای گمشده در روان‌درمانی و دست‌یابی به جامعه‌ای سالم 

بخشودگی مقوله‌ای کلیدی در روان‌درمانی به ویژه در رابطه با مراجعینی است که تجربه آسیب‌های شدید در گذشته داشته‌اند. بسیاری از مراجعین از مشکلات درونی و بیرونی در رابطه با کنار آمدن با احساساتی از قبیل ترس،خشم و گناه رنج می‌برند.
بخشودگی یکی از بارزترین جنبه‌هایی است که مراجع در برابر آن مقاومت می‌کند. رشد بهنجار روانشناختی مستلزم رفتاری باثبات از سوی مراقبین است تا کودک در محیطی که برای او فراهم کننده محبت و امنیت است بتواند به تدریج از وابستگی به سوی استقلال روانی رفته و بند ناف روانشناختی خود را قطع کند. این فرایندی است که ماهلر به آن فردیت- جدایی می‌گوید ، در کودکانی که مراقبین از ثبات رفتاری برخوردار نبوده و فراتر از آن محیطی آسیب‌زا برای آنها فراهم می‌شود، نیازهای براورده نشده پرونده‌های بسته نشده‌ای را می‌سازند که همچنان احساسات  سال‌های ابتدایی زندگی را در آنها زنده نگه می‌دارند. در بیمارانی که تاریخچه آسیب‌های شدید دارند با شخصیتی بی‌ثبات و خشمگین روبرو هستیم که خشم خویش را به شکلی متناوب به خود و دیگری متوجه می‌کنند. تا چه حد می‌توان از چنین فردی انتظار داشت خشم خود را کنار گذاشته و مراقبین و مرتکبینی را که به او آسیب زده‌اند ببخشد. اگر این خشم کنار گذاشته نشود چگونه می‌توان انتظار بهبودی داشت؟ چطور می‌توان به انسانی که در طی سال‌های متوالی هدف آزار‌های شدید بدنی، احساسی، جنسی و کلامی بوده گفت که نگاه خود را از گذشته پردرد و رنج خود برگیرد و به سوی حال و آینده بچرخاند و خشم خویش را رها کند و ببخشد؟ حتی می‌توان انتظار داشت که درمانگری که چنین گفت و گویی با بیمار برقرار می‌کند، خود هدف خشم او قرار گرفته و متهم به عدم درک درد و رنج وی شود. 
بخشودگی واژه‌ای سنگین و از نظر هیجانی پربار است. معنای آن باید برای بیمار روشن شود. بخشودگی به معنای نادیده گرفتن, فراموش کردن و همه چیز را به خوبی و خوشی تمام کردن نیست. همچنین به معنی به زور پذیرفتن کسی در زندگی خود و دوست داشتن او نیست. در حقیقت بخشودگی به معنی نماندن در تخیلات یا رفتارهای نفرت و انتقام است. این به معنی آن است که فرد از رفتارهای مخرب با خود و دیگران دست بردارد و آسیب را به صورت‌های گوناگون تکرار نکند. از این منظر بخشودگی می‌تواند به معنی رها کردن باشد. 
برخی چنین فکر می‌کنند که اگر فردی را که باعث آسیب آنها شده ببخشند این امر موجب فرار کردن و قسر در رفتن او می شود. گاهی بهبود نیافتن راهی برای مجازات مرتکب است در واقع بیمار چنین می‌گوید: ببین با من چه کردی امیدوارم احساس پریشانی و گناه همچنان با تو باشد. 
بیمار باید به این درک برسد که هدف بخشودگی رساندن خود او به آرامش و صلح درونی است. جنگ درونی با مرتکب باید به پایان برسد و از صحنه ذهن بیمار بیرون رانده شود. تداوم درگیری با او به شکل تلویحی به معنای ارزش قایل شدن برای مرتکب و اجازه دادن به تداوم آسیب است. رها کردن به معنی گذاشتن نقطه پایانی بر آسیب و بستن پرونده پردرد و رنج گذشته است. 

فارسی سازی شده توسط داینامیک فرمریمورک.

تمامی حقوق برای مجتمع خیریه مهدیه اصفهان محفوظ است